از هنگامی که سپیده می زند میل می یابد
2006
و گفتن تو به هر سخن نابجا مثلا عاشقت هستم
2000
جاسینتو داوِرنته، نماینده
2000
و گفتن تو به هر سخن نابجا مثلا عاشقت هستم
2000
وقتی جهان به پایان برسد تو را دوست دارم
1998
مردان همیشه دروغ می گویند
1995
رودخانهای که ما را میبرد
1988
زنای با بندگان موسیقی
1987
و از بیمه… ما را رها کن ای ارباب!
1983
چگونه پدر را بکشیم... بدون اینکه به او آسیبی بزنیم
1975
هیچ کس فریاد را نشنید
1973
او را مادربزرگ مینامیدند
1973
اگر مردهای، چرا میرقصی؟
1971