شب بازداشت بقیزه و زغلول
1988
دوست نخواهی داشت ذهنت را از دست بدهی
1985
انتخاب برای دکتر سلیمان عبدالبسات
1981
پدرش عقلش را از دست داده است
1980
نزدیکانت را مراقبت کن
1979
سلام captain نامی نیکو
1978
نگران نباشید، آقایان
1978
بعضی دو بار به دفتر ازدواج میآیند
1978
در تابستان، باید عشق بورزیم
1974