خط داستانی
گروهی از جنایتکاران بینالمللی یک زمرد بزرگ را از یک معدن کلمبیایی که به شدت محافظت میشود سرقت میکنند و قصد دارند آن را در بازار سیاه بفروشند. متأسفانه، دکتر ایگور شرور نیز در حال دستکاری دیگر جنایتکاران، به همراه کسانی که زمرد را دزدیدهاند، به نفع خود است. سانتو، یک کشتیگیر مکزیکی و مأمور اینترپل، با مقامات کلمبیایی همکاری میکند تا زمرد را بازیابی کند و دکتر ایگور و زیر دستانش را متوقف کند.