خط داستانی
نویسندهٔ کبکی فرانسوا آگریا، اگرچه تنها یک رمان نوشته است، به شهرتی تقریباً افسانهای دست یافته است. با دریافت حقالتالیفات، شیوهٔ زندگی هدوینی داشت و با ورود به دههٔ شصت، با مشکلات ناتوانی و مالی روبهرو میشود. در بازگشت به دو پسرش، پل و پاتریک، آگریا خود را در خانهٔ خانوادگی فرسوده با دوست دخترش، سیلوی، یک گارسون، میبیند. هرچند همچنان به جشن و مهمانی ادامه میدهد، زندگیاش به سمت تجربهای ناگوار پیش میرود زمانی که تشخیص میدهد سرطان دارد.