خط داستانی
محتوای فیلم هیچ تسلیمی به انتظارات معمول تماشاگران شوروی در دهه 1930 ندارد. گروه شخصیتها در تقریباً هر جنبه متعارف بسیار غیرمحتمل است. داستان شامل خانواده دکتر برجسته استپانوف و همسر جوانش ماشا میشود که عمارت بزرگ و تزئین شده خود را با فدور تسیترونوف، که حضورش در خانواده تنها با غیرمحتملترین توضیحات توجیه میشود، به اشتراک میگذارند. آشنایی خانواده با گریشا فوکین جوان و مغرور نیز به همین اندازه غیرمحتمل است، که نقش رهبری او در اتحادیه جوانان کمونیست هرگز به وضوح تعریف نشده و او هرگز در حال انجام کار یا فعالیت حرفهای دیده نمیشود.