خط داستانی
زندگی شاعر جوانی و سلامت روان او توسط برادر بزرگ در حال خیانت و حسود تخریب میشود. این ملودرامی گوتیک و روانشناختی به رویدادهای منجر به زوال او به دیوانگی میپردازد. تصمیم دربارهٔ کنار گذاشتن خاکستر پدر بدهکارِ متوفی نقش مرکزی در آشوبهای خانوادگی دارد. ایستبان، در بیستویک سالگی، فرزند بزرگ خانواده است و پس از یک سال از تشییع پدر به زادگاهش بازمیگردد. او سفر را دوست دارد و با خود به عنوان نویسنده و از طبقهٔ روشنفکران یاد میکند، هرچند در نهایت استعداد کمی دارد؛ اما برادر کوچکش جان با دل و پرتوان است.