خط داستانی
رخدادها بین ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه صبح تا شش و پانزده دقیقه صبح در جنگل کلمبیایی اتفاق میافتد. مارک، پیمانکار آمریکایی، با دارو بیدار میشود، شکنجه میشود و در کنار یک روسپی محلی که به عنوان مترجم عمل میکند آویزان میشود در حین تلاش آدمهای ربایش دهنده برای دست یافتن به یک بانک با دویست میلیارد دلار. مارک وادار به بازی بی نتیجه میشود و تنها چیزی که کم است رمز عبور است؛ مشکل این است که بگوید یا نگوید، مارک مرده است