خط داستانی
زندگی مارثا برای همیشه دگرگون می شود هنگامی که پسر مهربانش جاش در سال نخست دانشگاه در پی هیجان های کلاهبردارانه جان می سپارد. غم او را به ناباوری می کشاند هنگامی که دوست دختر جاش به مارثا افشا می کند که او باردار است و جاش پدر است و مرگ جاش تصادفی نبوده است... قتل عمد بوده است. مارثا و آشلی با هم به دنبال حقیقت می روند و در این فرایند شبکه ای از فریب های کشنده و اسرار شیطانی را کشف می کنند که به بلند پایه ترین ردیف فرقه ای مخفی می انجامد که اعضایش را به هیچ چیز به خصوص قتل وا نمی دارد.