خط داستانی
پنــازده ساله ایسمی با مادرش زندگی می کند که فقط به دوست پسر جدیدش نگاه دارد از طریق دوستی بیقرار Ljilja ایسمی با آرامشBosnian پسر مارکو را می شناسد و به او دل بسته می شود اما معلوم می شود او آنقدر قابل اعتماد نیست داستان بی پایان عشق از دیدگاه ایسمی روایت می شود در پی گروه و احساسات برای مارکو او در وضعیتی می افتد که ناگزیر است تصمیمی بگیرد مهم نیست چه اتفاقی بیفتد