Storyline
مارفا به همراه پسرش به جزیره اقیانوس آرام که در آن بزرگ شده و پدرش به عنوان نگهبان فانوس دریایی کار میکرد، بازمیگردد. در همین حال، ناتنیبرادرش ایلیا که مارفا سالها او را ندیده، در جزیره ظاهر میشود. مارفا و ایلیا به یک راز تاریک مرتبط هستند. اما هرچقدر هم که سعی کنند از گذشته فرار کنند، این گذشته به شکل یک نهنگ مرموز که در سواحل جزیره در حال گشتزنی است، به سراغشان میآید و گویی میخواهد چیزی را به مارفا منتقل کند.