خط داستانی
معتاد به تریاک در یک پناهگاه دیده میشود که به این ماده مخدر وحشتناک پف میکند. سپس به خواب عمیقی میرود و خواب میبیند که در خانهاش با همسرش است. او از چیزی برای نوشیدن میخواهد و به او شراب داده میشود که برایش خوشایند نیست، و در نهایت به او آبجو بطری شده و یک لیوان داده میشود، اما او شکایت میکند که لیوان خیلی کوچک است و یک ظرف لیوان بزرگ دریافت میکند، که همسرش و خدمتکارش محتویات بطری را در آن میریزند. در حالی که او در حال نوشیدن است، لیوان به طرز مرموزی از دستش میافتد و از اتاق خارج شده و به سمت ماه پرواز میکند…