خط داستانی
داستان درباره یک سرخپوست، یک هندی متمدن است که یک قمارباز زخمی را به خانه خود میآورد، قماربازی که در حین فرار از کلانتر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. این قمارباز هیچ افتخاری ندارد و محبتهای فاون باندینگ، همسر زیبا و سرخپوست را به دست میآورد. هندی خیانت قمارباز را کشف میکند و او را به همراه فاون باندینگ از کلبه بیرون میاندازد.