خط داستانی
مدیر یک هتل کوچک در تلاش است تا با نصب یک کاباره، استانداردهای رستورانهای شهرهای بزرگ را به دست آورد. تلاش او مضحک است زیرا تمام استعدادها از میان کارکنان هتل انتخاب شدهاند. راسکو، آشپز، مجبور است در یک کت و شلوار ظاهر شود و وقتی ال سنت جان از بار ظاهر میشود، رقابتی زنده بین این دو برای جلب توجه تماشاگران شکل میگیرد. مابل، پیشخدمت، با یک رقاص حرفهای از شهر رقابت میکند. در این محیط، ویلیام جفرسون، یک فرد باهوش و زیرک، مابل بیگناه را تحت تأثیر قرار میدهد.