خط داستانی
بتّی مَنرز، همسر جان مَنرز بیفکر است. جان وقتش را صرف بازیهای اسبدوانی میکند و به کارش در وال استریت توجهی ندارد. او بهای سنگینی برای این بیتوجهی میپردازد وقتی که بازار خراب میشود و همه چیز را از دست میدهد. به طور تصادفی، یک دوست قدیمی، سر هری، با خبر ثروت عظیمی که به بتّی رسیده، میآید و او اکنون لیدی بتّی است. بتّی این خبر را از جان پنهان میکند، که با خانم ایرلی ارتباط برقرار کرده است. اما وقتی جان به این باور میرسد که بتّی با سر هری درگیر شده، حسادتش بیدار میشود و به طور عجولانه عمل میکند تا اینکه توضیحات همه چیز را درست میکند.