یک بار گناهکار
Once a Sinner
در حالی که دیانا بری در حال آماده شدن برای ترک نیویورک و ازدواج با مخترع، تامی میسون است، از سوی عشق سابقش، دیک کنت، که هنوز به او علاقه دارد، پیشنهاد کمک مالی دریافت میکند. او این پیشنهاد را رد کرده و به اسپارتا میرود، جایی که به تامی درباره رابطهاش با مرد بزرگتر اطلاع میدهد. تامی به او میگوید که نمیخواهد نام مرد یا جزئیات را بداند و دیانا خوشحال است که گذشته را فراموش کرده و به جلو حرکت کند. اما این تصمیم یک سال بعد به آنها آسیب میزند، زمانی که کنت دوباره به زندگیشان برمیگردد.