خط داستانی
کاپیتان باب هیورث، برادرش لیوتنانت گیلواری هیورث و کاپیتان درک ماربری در یک خندق جنگ جهانی اول در خط مقدم فرانسه هستند. باب هیورث به شدت از ماربری متنفر است زیرا او با دختری به نام لوسی نویل که ماربری در لندن قبل از جنگ به او علاقه داشت، ازدواج کرده است. زمانی که به گشت شبانه فرستاده میشوند، گیلواری ترسو به جای مواجهه با ترسش خودکشی میکند. باب و درک ترتیب میدهند تا به نظر برسد که باب بر اثر انفجار گلوله کشته شده است و درک با صورت استتار شده، به عنوان گیلواری به گشت میپیوندد. در حین گشت، درک بر اثر انفجار گلوله مجروح میشود و توسط صلیب سرخ آلمان پیدا میشود که او را به یک خانواده دهقان فرانسوی تحویل میدهند.