خط داستانی
پرسی، یک آمریکایی جوان و ثروتمند، در حال تعطیلات در آلمان است و فکر میکند که هر دختری خواهان اوست. او به شدت اشتباه میکند: ایو، که به شدت مورد تحسین قرار گرفته، کسی است که او تصمیم گرفته عشق زندگیاش باشد، اما او هیچ علاقهای به پرسی یا دلارهایش ندارد. برای اینکه بتواند بدون مزاحمت با او صحبت کند و احساساتش را بیان کند، او دارویی در نوشیدنیاش میریزد و او را به خانه دوستش مکس میبرد. وقتی ایو بالاخره از خواب ناشی از دارو بیدار میشود، پرسی عشقش را اعتراف میکند (!) و به او گفته میشود که بمیرد. و این ایده آنها از یک کمدی رمانتیک است؟!