خط داستانی
مِیسون یک مالک اسب مسابقه سابق است که پس از مرگ یکی از ژوکیهایش همه چیز را رها کرده و به نوشیدن روی آورده است. یک روز او با گلدی ملاقات میکند که از خانه فرار کرده و امیدوار است شغلی در اطراف اسبها پیدا کند؛ بزرگترین سرگرمی او. وقتی گلدی متوجه هویت واقعی مِیسون میشود، از او مراقبت میکند. آنها فرصتی برای خرید یک اسب به قیمت تنها دو دلار پیدا میکنند و شروع به شرکت در مسابقات میکنند. گلدی به سرعت مشهور میشود، اما مادرش روزنامهها را میخواند و او را پیدا میکند. مِیسون از دیدن او، همسر سابقش، بسیار شگفتزده میشود و حتی بیشتر از اینکه بفهمد گلدی پسر خودش است. با این حال، گلدی باید به مدرسه برگردد و بنابراین آنها تصمیم میگیرند راز را نگه دارند. از آنجا که گلدی نمیخواهد مِیسون را تنها بگذارد، به شرطبندیها میرود و مسابقه بعدی را دستکاری میکند، امیدوار است که با درخواست از گلدی برای باختن عمدی او را ناامید کند.