خط داستانی
جری در اینجا دور از خدمتکار تام است. تام که در یک طوفان دریایی غرق شده، به یک جزیره گرمسیری میرسد. تلاشهای اولیه او برای غذا - یک نارگیل و یک لاکپشت - بسیار سخت است. اما او جری را درست قبل از اینکه جری او را ببیند، میبیند و به زودی او را در تابه سرخکردنی میگیرد. جری به یک روستای آدمخوار فرار میکند؛ وقتی واکنش ترسیده تام را میبیند، نقشهاش را میکشد. با استفاده از دوده از یک قابلمه، خود را سیاه میکند، سپس به تام تهدید میکند و شروع به پختن او میکند. اما نقشه جری - و دم او، و پایین غیرسیاه او - زمانی فاش میشود که دامن علفیاش در حین رقص جنگیاش میافتد. جری با استفاده از استخوانی که در موهایش دارد، فرار میکند و تام را به سمت آدمخواران واقعی میکشاند. اما پیروزی جری کوتاهمدت است، زیرا یک آدمخوار کوتوله به دنبالش میآید.