خط داستانی
کاپیتان نهنگگیر، آنتونیو گریز، در یک بار در بندر والپارaiso با زنی بسیار زیبا ملاقات میکند که به خاطر پیشگویی غمانگیز از مرگ خشونتآمیزش، دچار ترس است. گریز فرماندهی یک کشتی نهنگگیری را به مقصد کاپ هورن و قطب جنوب بر عهده میگیرد. در پونتا آرناس، صاحب شرکت نهنگگیری به همراه نامزدش که همان زن مرموز است که گریز عاشقش شده، سوار کشتی میشود. مسیر نهایی کشتی به 'سرزمین ویرانی' است، جایی که نفرینی بر آن حاکم است و همه میدانند که برای قرنها، این نفرین به طور غیرقابل اجتنابی تحقق یافته است.