خط داستانی
قرن نوزدهم. روستای دیما در بوکovina. کشاورز ثروتمند ایوانیک و همسرش ماریا دو پسر دارند - میخایلو و ساوا. میخایلو عاشق آنا شده و از اعتراف به والدینش میترسد زیرا نمیداند آنها چگونه واکنش نشان خواهند داد. ساوا عاشق رحیرا شده که در روستا شهرت خوبی ندارد. او نفرت ساوا را نسبت به برادر بزرگترش میخایلو تحریک میکند، زیرا او باید زمین بهتری بگیرد.