خط داستانی
از یک چشمانداز تاریک، کوهی جنگلی پدیدار میشود. ما به خورشید نگاه میکنیم. مردی با ریش را میبینیم که در حال بالا رفتن از کوه از میان برفهاست. او یک تبر به دوش دارد و همراهش یک سگ است. تلاشهای او ادامه دارد. هیچ موسیقی پسزمینهای وجود ندارد. تصاویری سریع عبور میکنند - آب، درختان و سطوحی که خیلی نزدیک هستند تا تشخیص داده شوند. او در حال مبارزه است. آتش میسوزد. طبیعت، در نماهای بلند و بزرگنمایی شده، ترسناک و ساکت است. این کار دشوار است؛ او ادامه میدهد. در یک مویرگ، خون در حال جریان است.