خط داستانی
در سال 1974، چهار فضانورد، دوروتی با کفشهای نقرهای، دکتر چاق، چارلی خندهدار و استیون چوبی، در حین گرفتن قرائتها بر روی مریخ سقوط میکنند و تنها چهار روز ذخیره غذایی دارند. آنها باید سعی کنند در سطحی که جز کانالهایی با کرمهای بزرگ و بالدار خالی است، زنده بمانند. پس از عبور از یک غار آتشفشانی طلایی، با طوفانی روبرو میشوند و یک کشتی بدون سرنشین زمین را پیدا میکنند. آنها یک جاده طلایی پیدا میکنند که آنها را به ویرانههای تغییر ناپذیر یک شهر زیبا در مریخ میبرد. مریخیها بر اساس Flatheads از اوز طراحی شدهاند و آگاهی جمعی آنها، "جادوگر"، از آنها میخواهد تا زمانی که یک کار بسیار کوچک را انجام ندهند، ترک نکنند...