خط داستانی
در یک محل ساخت و ساز، پلنگ صورتی نقشهای برای ساخت یک خانه عمومی پیدا میکند و آن را با نقشهای صورتی برای یک خانه فوقمدرن جایگزین میکند. وقتی مرد کوچک در محل ساخت و ساز نقشه صورتی پلنگ را رد میکند و به پروژه اصلی خود ادامه میدهد، پلنگ تصمیم میگیرد خانه مورد نظرش را در همان محل بسازد و از مصالح مرد استفاده کند. پلنگ حادثهجو با عطسهای تعدادی میخ را به سمت پشت مرد کوچک پرتاب میکند و یک اره برقی خارج از کنترل را آزاد میکند که نردبان مرد را به دو نیم میکند. پلنگ صورتی نقشه صورتیاش را آبی میکند و آن را در جیب مرد میگذارد، و مرد به نظر میرسد که ناخواسته خانه را طبق طراحی پلنگ بسازد. اما نجار در نهایت میخندد، وقتی که کل بخش "شیک" جلویی خانه به جلو خم میشود و به زمین میافتد و خانه سادهای که نجار در ابتدا سعی در ساخت آن داشت، نمایان میشود.