خط داستانی
نیکی موسر، مرددوست بلوند، با شهردار شهر معاملهای میکند. او به او پول داده تا هتلی بخرد و در ازای آن باید با دختر شهردار یعنی مارین ازدواج کند؛ اما مشکل این است که دختر رئیس شهر با تبار مختلط است و نیکی علاقهای به ازدواج ندارد. دوستانش تونی طرحی برای گرفتن وام و فرستادن او با دخترش به جای دیگر میاندازند، اما گفتن با انجام دادن تفاوت دارد و دریافت وامی کار دشواری است.