خط داستانی
هری ویلیامز، عضو گروه ریتم و بلوز بلوداستون، در حال آماده شدن برای اجرای کنسرت است که به سرش ضربه میخورد. باقیمانده داستان خواب اوست. چهار عضو گروه به عنوان راهنماهای قطاری پر از شخصیتها و بازیگران (تقلید شده) از دهه ۱۹۳۰، مانند و. سی. فیلدز، دراکولا و اسکارلت اوهارا تبدیل میشوند. آهنگهای مختلفی در این داستان وجود دارد. راهنماهای آوازخوان موظف به حل یک معما هستند؛ مارلون براندو در حال کشتن نلسون ادی، ژانت مکدونالد و دیگران با خفه کردن آنها در زیر بغلش است. یک مراسم خاکسپاری عجیب، یک مبارزه با یک گوریل و تهدید به تبدیل شدن به یک مجسمه مومی همه بخشی از خواب هری هستند.