خط داستانی
روبی نا از کوههای بلند برای یافتن دوست پسرش کارلو به رم میآید که او به ازدواج با او پاسخ منفی میدهد و به این بهانه او را به عنوان متهم به تجاوز به خود میسازد و پسر نوجوان در زندان میافتد. روبی نا به عنوان خدمتکار در خانهٔ دیوید کار میکند. خانوادهای عجیب دارد و با پسرش لئو یک فروشگاه را اداره میکند و او به زودی در آنجا به همگان قلبه میکند و با لئو ازدواج میکند. او تجارب جنسی گوناگونی خواهد داشت و با دوست پسر سابق خود که اکنون از زندان آزاد شده است باردار میشود.