خط داستانی
یک استاد شیاد نقاب دار به نام جغد هر سال مزایده ای منحصربه فرد برگزار می کند و برده ها و اشیای هنری کمیاب را می فروشد. یکی از مشتریان از او می خواهد همسر بیست و ششم امپراتور را به دست آورد تا در مزایده آینده فروخته شود. جغد موافقت می کند و او را به ربودن زن می گمارد. امپراتور پیامی به نگهبان شاهنشاه می فرستد تا همسرش را نجات دهد. نگهبان درگذشته است اما پسرش دیوید چان وظیفه را به عهده می گیرد و با کمک دوستان پدرش به نام های باری چان و اریک تسنگ به پیکار می پردازند تا زن را نجات دهند و جغد را افشا کنند.