خط داستانی
در جریان جنگهای ناپلئونی، نویسندۀ آلمانی فردیناند فون راخ که سالها پیش با نیروهای انقلابی فرانسه همراه شده بود برای گشتزنی به روستایی کوچک فرستاده میشود. ناگهان با معشوقهاش استلا روبهرو میشود که سالها پیش او را ترک کرده و هنوز دوست دارد، همچنین با همسرش کایشلیا روبهرو میشود. استلا به صورت همراه با کائشلیا جایگاهی را به عنوان همراه با دختر شانزده سالهاش لوکسی به دست آورده است. زنها که سالهاست اشتیاق به عشق را فروخوردهاند اکنون خواهان عشق فردیناند هستند و او نیز عشق هر دو را نسبت به خود احساس میکند و قصد ندارد یکی را از دست بدهد.