خط داستانی
ماریان و سوفی از دست همه چیز خلاص شدهاند. دو زن سالخورده از نورنبرگ احساس پیر بودن نمیکنند، اگرچه پسران هر دو به وضوح میخواهند آنها را پیر نشان دهند. اکنون این دو زن پیر خسته شدهاند. از کارهای سرپرستی پسران که آنان را سرکوب میکنند خسته شدهاند، ماریان و سوفی تصمیم میگیرند به سفری بروند و همه چیز را پشت سر بگذارند. سوفی اطـمیناننامه عمرش را کنسل میکند، با آخرین داراییهایش یک مرسدس-بنز با کاروان میخرد و با ماریان و حیوانهایش سفری طولانی را آغاز میکند.