خط داستانی
در دانشگاهی معمولی در شهری معمولی هند، پسران خوابگاهی مدان شارما و دوستش دستهای هرج و مرج طلب هستند. کادر آموزشی از بیتفاوتی رایج در بسیاری از دانشکدهها رنج میبرند. مدیریت با مشکلاتی روبهرو است و کارمندان کمحقوقی اغلب اعتصاب میکنند. به طور کلی، دانشگاه مکان نسبتاً عادی است. اما در این روز، با بیدار شدن مدان و دوستانش که با سستی معمول برخاستهاند، آب در شیرهایشان قطع است و تصمیم میگیرند در کلاسها شرکت نکنند. در عوض، روز جلسات برگزار میشود و رئیس هیئت مدیره برای جشن آتش فدراجی، هولی، سخنرانی خواهد داشت و مدیر خوابگاه، استاد سینگ، تنها سخنرانی است که با دانشآموزان ارتباط انسانی دارد.