خط داستانی
در این کمدی سنتی و گسترده از طمع و ازدواج سلطنتی، ویکتور هریس، تاجر نزدیک به ورشکستگی، با ماریا-هلنا، یک پرنسس که با مهریهای شامل نیمی از پادشاهی جزیرهاش میآید، ازدواج میکند. پدر او، پادشاه ترسو آرنولد سوم، به پولی که این ازدواج برایش به ارمغان میآورد، امید دارد. کشور اکنون به خاطر بدهیهای قمار پادشاه تقریباً ورشکسته است. در حالی که هریس و پادشاه به سودهای خیالی خود از این ادغام سلطنتی امیدوارند، شخصیتهای دیگر به داستان پیشبینیپذیر جان میبخشند.