خط داستانی
در تشییع جنازه جان مردی که به ظاهر مهربان است نزدیک بیوه جان به نام امید ایستاده است او ارباب کریستال است دارنده نور و ترس آن امید با ایمان به نیکی کریستال را میپذیرد و امیدوار است توان عشق دوران تازه را به دست آورد اما او به شدت اشتباه میکند