خط داستانی
وقتی چیزی برای از دست دادن نداری همه چیز برای به دست آوردن را داری دوست میشوند لیو و آلمعانی که جهان با پایان قرن روبهرو است از یکدیگر الهام میگیرند آلم اعتراف میکند که «با اینکه باکره است اما مرد علم» است لیو نیز با انگیزههایش دنبال میکند آنها با هم همدلیای عجیب شکل میدهند و در کنار دنیا زندگی میکنند روزگار میگذرد و دو دوست دیگر بنام اد با مردی عادی در شهر همراه میشوند آنها خبر پایان جهان را شنیدهاند