خط داستانی
میریل نویسنده ای نزدیک به پنجاه سال که عاشق قدیمی تر با او در پاریس زندگی نمی کند با مردی در قطار آشنا می شود او عرب است به او جذب می شود و به خانه می آید او پافشار است رابطه را می خواهد با او ارتباط برقرار کند او پرشور است اما ناپخته و حسود و مالک شده به نظر می رسد او به نظر می رسد به دنبال چه چیزی است و چرا او با وجود این وضعیت می ماند آیا این نزاع استعماری جنگ جنس ها یا یک داستان عاشقانه است