خط داستانی
یک هنرمند در حال نقاشی یک طلوع آفتاب در دریا است. پس از چند لمس نهایی، او به عقب میایستد و به نقاشی خود نگاه میکند. خورشید بلافاصله شروع به طلوع میکند. به نظر میرسد که با طلوع خورشید، هوا بسیار گرم میشود و هنرمند دیده میشود که پنجره را باز کرده و به شدت خود را باد میزند. اوج داستان زمانی است که هنرمند از اتاق خارج میشود و با یک تشت بزرگ آب و یک جفت انبر برمیگردد. او خورشید را که در هوا در حال اوجگیری است، میگیرد و آن را در تشت فرو میبرد که باعث ایجاد یک ابر بزرگ بخار میشود.