خط داستانی
شب است روی پلی در پاریس. دختری به سمت رود سن مینشیند با اشک در چشمان و میل به غرق کردن غمهایش. ناگهان کسی به او توجه میکند. او گابور است، ضربهزن با سلاحی که به خاطر نمایش به هدف انسانی نیاز دارد. دختر آدل هرگز خوششانس نبوده و جای دیگری برای رفتن ندارد؛ بنابراین دنبال او میرود و با هم به سمت سواحل شمالی مدیترانه برای اجرای نمایش میروند.