خط داستانی
دوست دختر دود، مامی، یک قیف بستنی میخواهد، اما دود پولی ندارد. او به سرعت به خانه میرود و یک قلک را میدزدد و سپس با تبر آن را میشکند، اما متوجه میشود که تنها سکه داخل آن را نیز نصف کرده است. مادر دود این صحنه را میبیند و او را تنبیه میکند...