خط داستانی
دینک فکر میکند که از سایر جوجهاردکها و اردکها باهوشتر است و به جای اینکه وقتش را بیهوده در دریاچه شنا کند، روی یک قایق بادی نشسته و شعر میخواند. وقتی سایر جوجهاردکها در حال یادگیری پرواز برای رفتن به سمت جنوب در زمستان هستند، دینکی زیر درختی سایهدار در حال استشمام هوای پاییزی است. او درسش را زمانی میآموزد که دیگران به سمت جنوب پرواز میکنند و او در سرمای زمستان تنها میماند. اما او بهطور خوششانسی در یک مسابقه شعر برنده یک سفر رایگان با هواپیما میشود و زودتر از آنها به مقصد میرسد.