خط داستانی
فلیپ، صاحب یک مزرعه لبنی، یک صبح بیدار میشود و به سراغ دوشیدن گاوش میرود. او با یک مگس مزاحم مشکل دارد که در نهایت توسط دم گاو زده میشود. سپس فلیپ شیر را به شهر میبرد تا تحویل دهد. در حین حضور در شهر، او با یک بچه لوس مواجه میشود که هرگز او را تنها نمیگذارد. در نهایت فلیپ و آن بچه آشتی میکنند و دوستان میشوند.