خط داستانی
بسی بیری شکایت میکند که از همیشه انجام کارهای خانه خسته شده است. چارلی پیشنهاد میدهد که در حالی که او به آرایشگاه میرود، کارها را انجام دهد. بسی، با دلیل خوب، به چارلی اعتماد ندارد و به غاز توصیه میکند که مراقب باشد. درست است، چارلی کارهایش را به بدترین شکل ممکن انجام میدهد و غاز را وادار میکند که به آرایشگاه برود و به بسی گزارش دهد که او چارلی را از طریق تلفن سرزنش میکند. چارلی به زودی متوجه میشود که غاز چقدر خبرچین است و سعی میکند "آن منقار بزرگ را ببندد".