خط داستانی
پسرها دپوتی داگ را بیدار میکنند: انبار ابزار در حال سوختن است. قبل از اینکه بتوانند آن را خاموش کنند، میسوزد. سپس شهرداری نیز میسوزد. کلانتر به دپوتی هشدار میدهد: یک آتشنشانی جدید متشکل از داوطلبان تشکیل بده، وگرنه شغلت را از دست میدهی.