خط داستانی
در دهه ۱۸۹۰، کرازى یک بار بدنام در باوری را اداره میکند که کیتی برای مشتریان عمدتاً مست و از طبقه پایین میخواند و میرقصد. در حالی که آبجو جاری است و پیانو نواخته میشود، یک مرد بزرگ و قوی وارد میشود و شروع به ایجاد مشکل میکند، اما همه با مشتها، مبلمان و لیوانهای آبجو به او حمله میکنند تا او را شکست دهند.