خط داستانی
مجرم بدنام یگ بنیدیکت، پس از سرقت ۵۰,۰۰۰ دلاری از بانک، در مخفیگاهش گزارشی از رادیو میشنود که بازرس ویلوبی به این پرونده منصوب شده است. با آگاهی از تواناییهای غیرعادی بازرس به عنوان یک کارآگاه، یگ به کوههای هیمالیا در تبت میگریزد. به محض رسیدن به مخفیگاهش در غار، میبیند که ویلوبی با یاک به سمت او میآید - یاکی که رد را مانند خونآشامها بو میکشد. در حالی که در یک مسیر خطرناک و تهدید شده به وسیله بهمن گرفتار شده، یگ یک بهمن ایجاد میکند، اما این بهمن خود او را در بر میگیرد.