قلبها و نگاهها
Hearts and Glowers
برای اولین بار، هاوارد تمام اتاقهایش را اجاره داده است. درست زمانی که او در حال آویزان کردن تابلو "اتاق خالی نیست" است، یک میلیونر به دنبال اتاقی میآید. هاوارد او را در لابی مینشاند در حالی که به طبقه بالا میرود و سعی میکند یکی از مستأجرانش که کتابخوان است را متقاعد کند تا با یک زن جذاب و تنها هماتاقی شود تا بتواند یکی از اتاقهایشان را بگیرد. وقتی او موفق میشود توجه کتابخوان را از کتابش دور کند، عشق شکوفا میشود.