خط داستانی
میش، دختر جوانی از شهر سنلیس، به پاریس میرود تا برای یک نقاش، ژاک د پِییر، مدل شود. در حین نشستن، ژاک سعی میکند او را ببوسد و میش، که احساس توهین و ترس میکند، از استودیو فرار میکند. بعداً در سنت موریس، میش ژاک را در میان سایر اسکیبازان میبیند و تصمیم میگیرد فوراً ترک کند.