خط داستانی
وقتی دختر شهر کوچک، ماری کارول، در مراسم عروسی توسط دیوید گاریک، مردی با ظاهری فریبنده، رها میشود، دچار بحران روانی میشود. مراسم عروسی برای ساعت ۳ بعد از ظهر برنامهریزی شده بود و هر روز در همان ساعت ماری در لباس عروسیاش لباس میپوشد و با ناامیدی منتظر میماند. خواهر ماری، گریس، که این وضعیت را میبیند، قسم انتقام میخورد. با گذشت زمان، گریس به شهر میرود و به عنوان خواننده با نام مادام میمی موفقیت مییابد. یک روز گاریک به یکی از اجراهای او میرود و سعی میکند خود را به او نزدیک کند و گریس فرصت انتقامش را میبیند.