خط داستانی
این داستان به فوجی، که به نام واکا-دانا (آقای جوان) شناخته میشود، میپردازد. او ستاره ورزشکار تیم راگبی دانشگاهش است. فوجی، پسر یک تولیدکننده ثروتمند سس سویا، در درخشش شهرت ورزشیاش غرق شده است. او توجه زنان جوانی را که به او علاقهمندند جلب میکند، اما در برابر فشار خانواده برای ازدواج پس از دانشگاه مقاومت میکند. در عوض، او بیشتر وقت خود را به نوشیدن و زنبارگی میگذراند، رفتاری که در نهایت منجر به اخراج او از تیم توسط مقامات دانشگاه میشود.