خط داستانی
کانتیفلز یک سرباز در ارتش است که هیچ چیزی درباره انضباط یا پیروی از قوانین نمیداند. او فقط میخواهد به دوست دخترش، خدمتکار در یک هاسیندای مجلل، فکر کند. صاحب هاسیندا دختری زشت و خجالتی دارد که عاشق کانتیفلز است. مشکلات زمانی آغاز میشود که خانواده یک ازدواج بین دختر زشت و کانتیفلز ترتیب میدهد، که برای جلوگیری از این تعهد خود را دستگیر میکند. در طول مجازاتش، کانتیفلز با یک مربی پرواز احمق و بدآموز یاد میگیرد که پرواز کند.