خط داستانی
در حالی که بسیاری از حشرات با خوشحالی به کار میروند، یک زنبور کارگر آواز میخواند و عشقش را به یک پروانه اعلام میکند. یک عنکبوت از درخت بالای سر که به زنبور حسادت میکند، پروانه را میدزدد و او را به مکانی چوبی میبرد که با تارهایش احاطه کرده است. زنبور برای نجات دوست دخترش از مگسهای تربچهای (که اسبهایی با بال هستند) و آتشسوزان کمک میگیرد که بر روی مگسها سوار میشوند و به لانه عنکبوت میروند و تارهایش را آتش میزنند، در حالی که زنبور و پروانه مانند نلسون ادی و جنت مکدونالد آواز میخوانند تا به پایان برسند...